شارین وشادلینشارین وشادلین، تا این لحظه: 14 سال و 3 روز سن داره

نازگلان مامان وبابا

خاطرات دو ماهگی تا ده ماهگی

دختران گلم ببخشید که دیر به دیر مینوسم ولی باور کنید اینقدر خسته میشم که دیگه شما که شب میخوابید من از حال میرم    واکسنای دو چهار وشش ماهگیتون پوست من و مامان جونو داییا رو کند خیلی تب میکردید ودرد داشتید هر واکسنی که میزدیم سه روز اذیت میشدید خدا رو شکر اون روزا گذشت اونقدر خونه مامان جون میموندیم که دیگه خونه که میومدیم اعصاب موندن نداشتیم از خونه خودمون سرد شده بودیم خدایی مامان جونو بابا جون و داییا خیلی زحمت شما رو کشید بدون اونا نمیشد برای اونا سلامتی وبرای دایی فرهاد بهترینا رو ارزو میکنم امیدوارم بزرگ شدید قدرشونو بدونید دایی فرهاد هر وقت من میومدم خونه میومد سر میزد اگه اذیت میشم شما رو ببره وما کلی دوباره میرفتیم خون...
18 شهريور 1392